چای تلخ

این نوشته را  تنها به حرمت دوست عزیزم محمد حقی می نویسم بارها از من خواست که این نوشته را بنویسم و من هم تصمیم گرفتم در چنین زمانی این نوشته را بنویسم ....

دیشب مردی آمده بود

با ردایی سیاه از همیشه سیاهی 

چای مهمانش کردم

چای را بی قند خورد

گفتم: چای را بی قندی می خوری ؟؟!!!

برای قناعت در قند؟!! و خندیدم!

نگاهم کرد ؛‌ نخندبد ؛

گفت:‌چای به نفس چای بودنش نوشیدنیست

ژرف ، تلخ ،‌ بی پرده و ابهام ...

قند فریب است برای تلخی چای ؟!!!

و من دیگر نمی خندیدم .....

تمام چای های تلخ و ژرف و بی پرده نوش جانتان باد

موفق باشی محمد جان ......

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
محمد باقر حقی

مرسی فراز جان دارم با تلخیه چای کنار میام مثل درد دندون

فرشید

سلام فراز جون خوبی؟من فرشید هستم همونی که تو شرکت با محمد اینا هستیم شناختی که؟؟؟واقعا قلمت و پسندیدم ای ولا[دست]راستی اون روز ازت اجازه گرفتم که کافی شاپت و به طنینم پیوند کنم گاهی وقت ها هم یه نگاهی به وبلاگه ما بنداز ببین میتونیم مثل شما بنویسیم؟[چشمک]

yellow hill

دوست داشتنی بود....دوست داشتین به من هم سر بزنین....برای نوشته ام دنبال عکس چای می گشتم که برخوردم به وبلاگتون...ارزشش رو داشت