حواست نیست ....

تو می خندی ... حواست نیست ... من آروم می میرم
تو می رقصی و من ... عاشق شدن رو یاد می گیرم
چه جذابی ... چه گیرایی
چه بی منطق به چشمات می شه عادت کرد
توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد

منو پوک می زنی آروم
خرابم می کنی از سر
رژ لب روی ته سیگار
تن من زیر خاکستر

تنم می لرزه و می ری ... حواست نیست
هوامو کام می گیری ... حواست نیست
حواسم هست و می میرم ... حواست نیست
کنارت اوج می گیرم ... حواست نیست

تو می خندی
حواست نیست ...

/ 10 نظر / 63 بازدید
وحیده

سلام حال واحوال منم وبلاگ نویس شدم خواستی یه سر بزن

پوری

سلام نمیدونم برات کامنت دعوتیگذاشتم یا نه! آپیدم بیا سر بزن[ماچ][گل]

سینوره

این شعرو خودتون گفتین؟خیلی قشنگ بود چقدر شبیهه شعر های احسان خواجه امیری بود[لبخند]

پوراندخت

سلام خوبی داداشم؟ بیا بقیه شم بخون[گل]

ali30bil

نا و مامان بود! ما حواسمون هست انگار شما حواستون نیس قرار بود زنگ بزنی گل پسر!

khodam

كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است كوك كن ساعتِ خویش ! كه مـؤذّن، شبِ پیـش دسته گل داده به آب و در آغوش سحر رفته به خواب كوك كن ساعتِ خویش ! شاطری نیست در این شهرِ بزرگ كه سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند كوك كن ساعتِ خویش ! كه سحرگاه كسی بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! رفتگر مُرده و این كوچه دگر خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است كوك كن ساعتِ خویش ! ماكیان ها همه مستِ خوابند شهر هم . . . خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند كوك كن ساعتِ خویش ! كه در این شهر، دگر مستی نیست كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر و در این شهر سحرخیزی نیست

پوراندخت

سلام چطوری؟ اومدم دعوتت کنم که بیای و بقیه ی داستان رو بخونی

yeMard

فراز این آهنگ اسمش شال هستش دانلود کن http://dsn.bia2music135.com/1390/5%20Mordad/Hafteh%20Dovom/3678/The%20Ways%20Band%20-%20Shal.mp3 اگه حسش کنی ویرونش میشی

رویا

عالی بودمرسی