سلام

توی کافه که بشینی احساس میکنی دل گرفته

هرجا میری علم میبینی و پرچم و دسته و صدای بلند روضه و نوحه

توی کافی هم تقریبا همین فضا حاکمه ، انگار حتی کسایی که تمام سال این جریانات رو مسخره می کردنند یه جورایی حرمت قائل میشن ... مثل حرمت نگه داشتن واسه یه بزرگتر

کمتر مبینی کسی رو که نسبت به جو و اتمسفر موجود بی اعتنا باشه ... امسال برخلاف هرسال یه خوابایی اومده سراغم

یه چیزی هایی که انگار به من میگه حرمت نگهدار ...نشکن این فضا رو و سعی کن واسه یه بار هم که شده حتی اگر اعتقادی نداری متوصل بشی ... قراره روز تاسوعا و عاشورا یه کارگاه نقاشی توی حوزه هنری تبریز برگزار بشه ...نمی خواستم برم ؛ مثل هرسال بی خیال این جریانات بودم ولی مامان گفت برو ...برو و امسال نقاشی عباس روبکش ...

قهوه تلخ رو تا ته سر میکشم و به بیرون و این اتمسفر سیال خیره میشم .انگاره یکی ته دلم داد میزنه ...امسال با سالهای دیگه فرق میکنه

بلند میشم و از کافی میزنم بیرون

امسال نقاشی عباس رو کار میکنم

راستی تم کافی شاپ رو شاید عوض کنم منم یه جورایی حرمت نگه دارم





تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.