سلام

مسعود کیمیایی همیشه برای عاشقان سینمای نو و دلنشین ایران فقط یک اسم نیست ... مسعود بی اغراق پادشاه بی تاج و تخت سینمایست که بر پایه رفاقت و برادری شکل میگیرد ، خیلی وقتها خیلی ها با مسعود هم بغض شده اند ، خندیده اند ، باریده اند و عاشق شده اند ....

مسعود به مثابه مردیست از گذشته که بلند فریاد می زند ... رفاقت هنوز زنده است حتی زیر سایه چاقو و گلوله ....

نمی شود عاشق سینما بود و مسعود را نشناخت کسی که همیشه سعی دارد چیزی نو و تازه در آثارش برای مخاطبانش بگنجاند ... مسعود دیالوگ نویس بی مثالیست ؛ دوستی میگفت وفتی می خواهی سعدی را در سینما ببینی برو فیلمهای مرحوم حاتمی را ببین و وقتی می خواهی حرفهای از جنس رفاقت و خودمانی بشنوی برو سروقت مسعود ...

شاید رفاقت و معنای آن در امروز ما زیر انبوهی از روابط وتاملات مدرن و بی ریشه جامانده است و شاید کلمه رفیق یعنی تمسخر و نیشخند تلخ به حماقت اعتماد ولی برای کسی که قدیمیست و هنوز طمع نان و نمک و دشنه را می فهمند مسعود یعنی رفاقت ... بزرگی می گفت : حرفهای قدیمی رو باید با دوستای قدیمی زد ...

مسعود کیمیایی متولد 1320 تهران است. وی حرفه فیلمسازی را با دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم «خداحافظ تهران» آغاز کرد. او نخستین تجربه حرفه ای خود را در فیلم «بیگانه بیا» آموخت. کیمیایی با ساختن فیلم «قیصر» گام در مسیر دیگر نهاد، در حقیقت کیمیایی را می توان آغازگر موج نوی سینمای ایران نامید. وی جزو فیلمسازانی است که به سینمای داستان پرداز تعلق دارد. شاخصه کیمیایی معرفی تعداد زیادی بازیگر به سینمای ایران است. از دیگر فعالیت های وی می توان به داستان نویسی نیز اشاره کرد.

فیلمهای مسعود کیمیایی:

۱ -  محاکمه در تهران (۱۳۸۷)
۲ -  
رئیس (۱۳۸۵)
۳ -  
حکم (۱۳۸۴)
۴ -  
سربازهای جمعه (۱۳۸۲)
۵ -  
اعتراض (۱۳۷۸)
۶ -  
فریاد (۱۳۷۷)
۷ -  
مرسدس (۱۳۷۶)
۸ -  
سلطان (۱۳۷۵)
۹ -  
ضیافت (۱۳۷۴)
۱۰ -  
تجارت (۱۳۷۳)
۱۱ -  
ردپای گرگ (۱۳۷۰)
۱۲ -  
گروهبان (۱۳۶۹)
۱۳ -  
دندان مار (۱۳۶۸)
۱۴ -  
سرب (۱۳۶۷)
۱۵ -  
تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)
۱۶ -  
خط قرمز (۱۳۶۰)
۱۷ -  
سفر سنگ (۱۳۵۶)
۱۸ -  
غزل (۱۳۵۵)
۱۹ -  
گوزنها (۱۳۵۳)
۲۰ -  
خاک (۱۳۵۲)
۲۱ -  
بلوچ (۱۳۵۱)
۲۲ -  
داش آکل (۱۳۵۰)
۲۳ -  
رضا موتوری (۱۳۴۹)
۲۴ -  
قیصر (۱۳۴۸)
۲۵ -  
بیگانه بیا (۱۳۴۷)

فیلمنامه های کیمیایی:

۱ -  رئیس (۱۳۸۵)
۲ -  
حکم (۱۳۸۴)
۳ -  
سربازهای جمعه (۱۳۸۲)
۴ -  
اعتراض (۱۳۷۸)
۵ -  
فریاد (۱۳۷۷)
۶ -  
مرسدس (۱۳۷۶)
۷ -  
سلطان (۱۳۷۵)
۸ -  
ضیافت (۱۳۷۴)
۹ -  
تجارت (۱۳۷۳)
۱۰ -  
ردپای گرگ (۱۳۷۰)
۱۱ -  
گروهبان (۱۳۶۹)
۱۲ -  
دندان مار (۱۳۶۸)
۱۳ -  
سرب (۱۳۶۷)
۱۴ -  
تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)
۱۵ -  
خط قرمز (۱۳۶۰)
۱۶ -  
سفر سنگ (۱۳۵۶)
۱۷ -  
غزل (۱۳۵۵)
۱۸ -  
گوزنها (۱۳۵۳)
۱۹ -  
خاک (۱۳۵۲)
۲۰ -  
بلوچ (۱۳۵۱)
۲۱ -  
داش آکل (۱۳۵۰)
۲۲ -  
رضا موتوری (۱۳۴۹)
۲۳ -  
قیصر (۱۳۴۸)
۲۴ -  
بیگانه بیا (۱۳۴۷)

متاسفانه همین الان مطلع شدم که فیلم ساخته شده توسط ما به بخش مسابقه راه پیدا نکرده ،..... حوصله ام سر رفت ، بعدا مجدد خواهم نوشت

تا بعد





تاريخ : جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧ | ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام

فیلم هم تمام شد ... به دلیل عدم دسترسی به اینترنت نتونستم وقایع روزهای ساخت فیلم رو بنویسم ...ولی سر قرصت خواهم نوشت ...

تصمیم دارم بیشتر به سینما بپردازم واز این یه بعد در این وب هم در  این مورد خواهم نوشت این آغازین باشد ....

دیوید فینچر در 28 اگوست سال 1962 در شهر دنور در ایالت کلورادو کشور آمریکا به دنیا آمد.

فینچر در سنین بسیار جوانی یعنی از هفده سالگی به سوی عالم فیلم و سینما آمد. فینچر در هفده سالگی به عنوان کار آموز در استودیوی استیوناسپیلبرگ وجورج لوکاس مشغول شد. بعد از طی این دوره آموزشی فینچر به طور گسترده به ساخت فیلم های تبلیغی برای تلوزیون روی آورد. کار فینچر به قدری خوب بود که کارخانه های بزرگی از جمله نایک  و پپسی کولا به او سفارش کار دادند. همچنین در همین دوره فینچر برای خوانندگان مطرح آمریکا کلیپ های ویدیویی می ساخت.

فینچر در فاصله بین ساخت اولین فیلم بلندش یعنی بیگانه تا دومین فیلم بلندش یعنی هفت ( 1995 ) دوباره به ساخت کلیپ های ویدئویی روی آورد. فیلم هفت فیلم بسیار قوی و ماهرانه ای است که نشان از نبوغ ذاتی این فیلمساز دارد. هفت ماجرای غریب قاتلی زنجیره ای است ( با بازی خوب کوین اسپیسی ) که خود را نماینده خدا در زمین می داند و قصد دارد گناهکارانی را که هر یک تجسم یکی از گناهان کبیره نقل شده در کتاب کمدی الهی نوشته دانته هستند را بیابد و برای جزای عملشان انها را به شیوه ای کاملا وحشیانه بکشد

فیلم بعدی فینچر بازی ( 1997 ) نام دارد. بازی ، ماجرای بانکدار پولدار ولی تنهایی به نام نیکلاس ون اورتون است که جز پول و مسائل اقتصادی به چیز دیگری نمی اندیشد وبرای خروج او ازاین بحران او را وارد یک بازی میکنند ؛ بازی خطرناکی که ....

 این ترتیب فینچر با فیلم هایی که می سازد کارنامه خود را هر چه پربارتر می کند و خود را به یکی از فیلم سازان محبوب جوانان بدل می کند ، اما اوج این محبوبیت بعد از ساختن فیلم باشگاه مشت زنی ( 1999 ) نصیبش می شود. باشگاه مشت زنی تجربه متفاوتی برای تماشاگرش است. ماجرایی بر اساس خیال بافی های یک بیمار روانی. یک مامور شرکت بیمه ( با بازی ادوارد نورتون ) ماجرای آشنایی اش با تایلر داردن ( با بازی براد پیت ) و به راه انداختن باشگاه های زیر زمینی مشت زنی را برای ما تعریف می کند ، آشنایی که بستر حوادث عجیب و مهیجی است. فیلم باشگاه مشت زنی به دلیل برخی عصیان ها ی نهفته در آن نه تنها بسیار مورد توجه جوانان آمریکایی بلکه مورد توجه جوانان سراسر جهان قرار گرفت.

فیلم دیگراو اتاق وحشت است که فینچر آن را در سال 2002 ساخت. فیلمی که ماجرای آن در یک خانه رخ می دهد و به تلاش های یک زن برای نجات خود و فرزندش از دست دزدانی که به خانه هجوم اورده اند می پردازد در حالی که تنها وسیله نجات آنها اتاقی ویژه است که در خانه تعبیه شده.

و نهایتا زودیاک فیلم فوق العاده دیگری از فینچر که بیان گر کشف و به دام انداختن  قاتلی زنجیره ای است که توسط یک کارتونیست به ظاهر ساده و جوان صورت میگیرد ....

برید فیلمهای فینچر رو پیدا کنید و ببینید مطمئن باشید حسابی ارزش دیدن دارند ... بلاخص باشگاه مشت زنی و هفت .....






تاريخ : دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧ | ٤:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.