سلام

ببخشید که دیر می کنم گاهی اونقدر خسته و کوفته میرسم خانه و اونقدر دیر که فقط فرصت می کنم بخوابم و صبح ها هم که خیلی زودراه می افتم و میروم سر کار

این چند روز همچنان مصرانه به خرید و البته تائید خرید لوازم مورد نیاز گذشت چند روز شاید هم یک هفته (دقیق در خاطم نیست) صرفا به دنبال نوع خاصی از پارچه پیراهنی بودیم ... با آقای احمد زاده (کارگردان) و گروه تولید حتی چیزی مشابه رو هم تائید نمی کریدم تا اینکه پیدا شد امروز هم برنامه روزهای اول فیلم برداری رو هماهنگ میشیم و اگر خدا بخواد واگر اتفاق ناجوری نیفته چهارشنبه کلید میزنیم(شروع به فیلمبرداری می کنیم )....

شب که برگردم میخواد یه سری مطالب متفاوت بگذارم حتما مجددا یه سری بزنین ....





تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام

می دونم دلخورید از بد قولیهام خسته شدین ... حق میدم به همتون به هر حال این چند روزه اونقدر درگیر کار بودمکه شبها فرصت نداشتم چیزی بنویسم ...

قرار بود روز شنبه کلید بزنیم ولی با وضعیتی که داریم فکرنمیکنم ٢شنبه هم بتونیم کلید بزنیم ... دیروز مثل چند روز گذشته به تایید کردن خریدهای گروزه تولید گذشت و همینطور کمی با بازیگرامون تمرین کردیم با برنامه ریزمون در مورد برنامه ریزی هماهنگ شدیم و بعد از نهار مجددا رفتیم بازار جهت تهیه یه سری مایحتاج دیگه ... تعطیلی بازار باعث شده هیچی نتونیم پیدا کنیم ... فعلا داریم پیش تولید رو می بریم جلو تا ببینیم بعدش چی میشه ... برای همه آرزوی موفقیت دارم به زودی مطلب بعد رو می نویسم ...





تاريخ : جمعه ٢٥ تیر ۱۳۸٩ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

یا حق

سلام

واقعیتش شاید این روزها فرصت نکنم مطالب جدید بگذارم. رچند هر روز آپ خواهم بود ولی با یه سری مطلب متفاوت...

درگیر ساخت سریال جدیدی هستیم برای کانال تبریز.به همین علت من تقریبا هرشب مطالب مربوط به همون روز رو خواهم نوشت تا شمام انگار اینجا هستین در جریان ساخت سریال قرار بگیرین ... این سریال رو برای بخش کودک و نوجوان تولبد می کنیم .دوستاهایی که خودشون اینکاره باشن و دستی بر آتش فیلم سازی داشته باشن می دونن که بهما توی کار یه مرحله داریم به اسم پیش تولید ... پیش تولید یعنی انجام برنامه ریزی ها ، تهیه وسایل مورد نیاز، انتخاب بازیگرها و لوکیشنها(محلهای فیلم برداری) ، تمرینات ، اصلاحیه ها و ... خلاصه هرچیزی که قبل از شروع کار و یا به اصطلاح کلید زدن کار باید انجام بگیره. و این مرحله خیلی خیلی مهمه جون نقش همون خشت اول رو بازی میکنه به هر حال

دیروز بیشتر از نیمی از تبریز رو زی پا گذاشتیم ... ولی اون نوع تک پوش مورد نظرمون رو پیدا نکردیم کارگردان و من(دستیار اول) با هم پیاده راه افتادیم تا بریم یه سری از وسایل رو ببینیم و چشمتون روز بد نبینه تو این گرمای مارمولک پز هی له له زدیم و آخرشم هیچی ... طراح صحنه امون دارن توی باغی که دیدیم صحنه رو طراحی میکنن ... راستی یادم باشه حتما امشب خلاصه داستان رو براتون بنویسم ... فعلا باید برم سر کار





تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩ | ٧:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.