سلام به همه دوستان
شاید این گونه است بازی سرنوشت که باید بایستی و منتظر باشی که خداوند از آستینش معجزه ای بیرون بیاورد ...دانست معجزه کافی نیست ...باور کردنش و دانستن قدراین معجزه مهم است .....
شاید باید دور بشوی تا باز گردی ؛ دور شود و دوباره بازگردد ؛ شاید باید امتحان پس بدهی که چقدر آدم این راه هستی ؟!!! که چقدر ماندگاری ...که وقتی گفتی دوستت دارم تا کجای این دوستت دارم را می توانی زندگی کنی ؟؟؟؟‌ آیا هر موی پریشانی و هر چشم گیرایی بعد از او راهت را کج خواهد کرد؟؟؟ آیا دلی نرم و صاف تو را فراموش کار خواهد کرد ؟ آیا می توانی تجربه کنی چیزهایی را که میگفتی دوباره تجربه شونده نیستند با کسی دیگر؟؟؟؟ اگر بازی سرنوشت چنین است ؛ میدانم که روزی لایق معجزه خواهم بود ؛ روزی که دوباره خورشید طلوع کند و باز جاودانه بشوم .........چرا که این جاده را تا انتها خواهم زیست

چرا که روزی گفته ام دوستت دارم ....................................................پس دوستت دارم





تاريخ : یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۱ | ٦:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.