سلام به همه دوستان

مدانم که مدت زیادی می شود که دور بوده ام ولی امیدوارم در این مدت گاهی یادی از من کرده باشید ... به عنوان حسن شروع دوباره  نوشتارم در این وبلاگ خوب دیدم که با شعری از حافظ گران قدر شروع کنیم باشد که در ادامه فاصله ای بین مطالب نیفتد ...دوستتان دارم سادگان صبور

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش *** گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکُشند *** خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل ***زین تغابن که خَزَف می شکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود * **این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری *** بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست *** هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل *** جانب عشق عزیز است فرو مگذارش
صوفی سر خوش ازین دست که کج کرد کلاه *** به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دل حافظ که به دیدار تو خو گر شده بود *** ناز پرورد وصال است مجو آزارش

 حضرت حافظ





تاريخ : شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.