سلام به همه دوستان

مدانم که مدت زیادی می شود که دور بوده ام ولی امیدوارم در این مدت گاهی یادی از من کرده باشید ... به عنوان حسن شروع دوباره  نوشتارم در این وبلاگ خوب دیدم که با شعری از حافظ گران قدر شروع کنیم باشد که در ادامه فاصله ای بین مطالب نیفتد ...دوستتان دارم سادگان صبور

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش *** گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکُشند *** خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل ***زین تغابن که خَزَف می شکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود * **این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری *** بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست *** هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل *** جانب عشق عزیز است فرو مگذارش
صوفی سر خوش ازین دست که کج کرد کلاه *** به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دل حافظ که به دیدار تو خو گر شده بود *** ناز پرورد وصال است مجو آزارش

 حضرت حافظ





تاريخ : شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام به همه دوستان
سال 1393 رو به همه شما عزیزام شاد باش میگم و براتون آرزوی سالی پر از آرامش ، شادی ؛ امنیت ؛ و رفاه رو دارم و از خدا میخوام دل هیچکسی در هیچ کجای این دنیای بزرگ مخصوصا کشور عزیزمون ایران از هیچ غمی نلرزه ؛ همه بچه های دنیا شاد باش و پر از لذت زندگی .... آرزو میکنم که هیچ اشک غمی روی گونه هیچ کسی نشینه و سالی باشه که همه بهش افتخار کنیم





تاريخ : یکشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۳ | ٩:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام به همه دوستان عزیز
نمی دانم اصلا از دوستان قدیمی کسی مونده که این متن رو بخونه ....؟؟؟
دل گرفتگی اگه بگم گمانم متهم میشم به تکرار گویی ... ولی به قول حامد بهداد توی فیلم جرم که میگه انگار خبر بد شده فیت ما .... نمی دونم که ؟!!!! منم دلتنگی انگار شده فیت من ... هر بار یه بهانه هر بار یه اتفاق ... امروز صبح که بیدار شدم (خیلی زود) خواهرم اینا رو بدرقه کردم برگردن خونه خودشون ... دم دم های صبح که خواب خیلی دلتنگ کننده ای دیدم .... حال هم نشستم پای اینترنت تا مثلا این تو یه راهی واسه فرار کردن از این دلتنگی پیدا کنم ولی ..... همه که خودمون می دونیم نمیشه خودمون رو گول بزنیم و این کارا فایده نداره . بیخیال بیخیال همون بهتره که این نوشته رو اشنراک بذارم و باز برگردم سروقت وبگردیم و بعدم برگردم سر همین زندگی تکراری و تنهایی و دلتنگی ...  





تاريخ : چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۸:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام به همه دوستان

قبل از هرچیز دوست عزیزم شین عزیز ... من کاری رو که خواستید انجام دادم با اینکه دلیلش رو نمی دونم ؟؟!!!! و در ضمن من خیلی سعی کردم سری به وبلاگتون بزنم ولی متاسفانه نمی شه .... امیدوارم که این مطلب رو بخونی و آدرس درست رو برام بفرستی خوشحال میشم نوشته هات رو بخونم دوست من ..... منتظرم

...این روزا این آهنگ رو زیاد گوش میدم آهنگی از دوست خوبم مجید صفدری عزیز و با ترانه ای از دوست مهربان و خوبم پدیده نیشابوری
کاور آهنگ هم کار دوست خیلی خیلی خوبم مونا نورافشان عزیز و دوست داشتنیه ....
رو پیدا کنین و گوش بدید


یه شب بین دستای ما فاصله ست
تو فردا داری میری از زندگیم
یکی دیگه فردا تو آغوشته
که میخنده اینجا به بی عرضگیم

یکی که با دستای تو تا سحر
شبو با نگاه تو سر میکنه
میخوامت میدونی که معتادتم
اینا دردمو... بیشترم میکنه

گرفتارتم لعنتی ....رحم کن
یه ذره ...یه قطره... دوسم داشته باش
دلم تنگه لامصب خواستنی
اسیرم نمک روی زخمم نپاش

دیگه جون ندارم نذارم بری
با چشمای گریون با دستای سرد
نفس کم آوردم نجاتم بده
تو الکل نمیشه نفس تازه کرد

یه بار دیگه مهلت بده لااقل
واسه رفتن تو یه عمر وقت هست
شاید مردمو آخرین بار بود
که خوابیدم اینجا کنار تو مست

یه شب بین دستای ما فاصله ست
تو فردا داری میری از زندگیم
یکی دیگه فردا تو آغوشته
که میخنده اینجا به بی عرضگیم

نمیخوای تو این عاشق بی کسو
که شبها جنونش به حد میرسید
که دیوار خونه اش به جزء عکس تو  
به جزء خاطراتت چیزی ندید......

 





تاريخ : دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام به هرکسی که داره این مطلب رو میخونه در هر ساعتی از شبانه روز ...
الان دقیقا (البته به ساعت کامپیوتر) 3:12 صبح روز پنجشنه است و من عجیب کرختم ... روحم دچار یه جور کرختی و یخ زدگی عجیبی شده .... با موسیقی و سکون .... نمی دونم عجیبه امیدوارم که این کرختی خوب باشه امیدوارم خب باشه ... گاهی روی یک کلمه کلید میکنم و هی میخوام تکرارش کنم
دارم ترانه های قشنگی گوش میکنم.... نوازش (ابی) ، نرو (مهرنوش) ، ممنونم (رضا صادقی ) تو نزدیکی (بهنام صفوی، علی اصحابی و فرزاد فرزین) .... عجب ترانه ای این تو نزدیکی ..... به دلم نشست ؛ 

کنار سبزه و سکه، کنار آب و آینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه

تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم

 

 





تاريخ : پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۳:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

امشب با این آهنگ بانو مهستی تا صبح گریه کردم و دلمو سبک کردم ... شمام اگه دم دستتون دارین این آهنگو دلتون یه اهنگ خوب میخواد این رو گوش بدید و یادی کنید از مهستی عزیز...............

بیا بنویسیم روی  خاک. رو درخت رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست

با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه ی صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک. رو درخت رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا

توی خواب خاک . ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن

با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک. رو درخت رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب
توی دفتر موج . رو دریا

با ترانه نفسات . من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم
بیا که دیگه وقتشه . وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد . لحظه دیدنه

با صدام میام . همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام . گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا . نبض عشق . زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک. رو درخت رو پر پرنده . رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ . روی آّب توی دفتر موج . رو دریا

خواننده : مهستی
ترانه سرا : اردلان سر فراز

 





تاريخ : پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٢ | ٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

هنوزم در پی اونم
که میشه عاشقش باشم
مث دریای من باشه
منم چون قایقش باشم

هنوزم در پی اونم
که عمری مرحمم باشه
شریک خنده و شادی
رفیق ماتمم باشه

هنوزم در پی اونم
که عشقش سادگی باشه
نگاهای پر از مهرش
پناه خستگی باشه

میگن جوینده یابندس
ولی پاهای من خستس
منم حتی با همین پاها میرم
تا حدی که جا هست

هنوزم در پی اونم
که اشکامو روی گونم
با اون دستای پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم
نکن گریه منم اینجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو میخوای
منم ای وای تو رو میخوام

هنوزم در پی اونم
که اشکامو روی گونم
با اون دستای پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم
نکن گریه منم اینجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو میخوای
منم ای وای تو رو میخوام

                





تاريخ : جمعه ٢ فروردین ۱۳٩٢ | ٢:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

گیرم بهار ره خانه امان را بشناسد !!!!
با آشیانه شب زده امان چه کنیم؟؟؟؟

سلام دوستان

دوس داشتم در این لحظات مثل همه بنویسم که : سال نو.... امیدهای جدید.... شادباشید ...
از این حرفها ........... ولی نه من آدم گفتن اینجور حرفها نیستم
اومدن عید سالهاست برای من فقط در حد تغییر یک عدد و جایگیزنی عدد بعد پایین اومده .......... 91 شد 92 همین......................





تاريخ : چهارشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩۱ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

یاحق
از همه دوستام ؛ آنشناهای عزیزم و نزدیکان خیلی خیلی دوست داشتنیم ممنونم بابت اینکه میام و سر میزنن ...ببخشید اگر مدت طولانی میشه که جسته و گریخته می نویسم ولی به زودی زود با مطالب جدید و پر از شور و انرژی برمیگردم .... فعلا قربون همتون برم و منتظرم بمونید

  





تاريخ : سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام ....
دکتر فراموشت نکردم خودم تو پس کوچه های خودم گم شدم ...
ادیب عزیز مرسی ...
پوران دخت مهربانم و علیرضای دوست داشتنی همیشه تو قلبم هستین
سودی عزیز خیلی خوشحالم که برگشتی


این متن امشب آتشی به پا کرد که خاکسترش تا صح باقی موند

یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل می نویسه گرفتارته

یه احمق تو سرمای این ضم حریر  پی  فصل آغوش تبدارته

یه  شاعر که آرامشش با تو بود  نشسته جدایی رو از برکنه

می گن خیلی وقته بریدی ازش  نمی خواد نمی تونه باور کنه 

کدوم گوری هستی به دادم برس تو آغوش کی بالو پر  می زنی

به چشمای کی زل زدی بی شرف بزن زندگیمو تبر می زنی 

شب زجه های منه عاشقه  لبات رو کدوم لب تداعی شده 

تنت خو گرفته به دستای کی  که آلوده ی این جدایی شده 

بدادم برس عمق این نیمه شب بعد اتفاق تو کوتاه  نیست 

بدادم برس از جنون تا زمین دوتا پنجره بیشتر  راه نیست

( ترانه سرا و آهنگ ساز : رستاک )





تاريخ : شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.