يا حق
دوستان خوبم سلام
احساس مي كنم كه دارم به بيراه مي روم ؛ و شما هم در اين راه دخيل هستيد
كمي از آن مقصد غايي كه به آن مي انديشيدم دور افتاده ام .
نمدانم اين آقاي رضا چطور تا اين حد كودكانه دارد همه چيز را توجيه مي كند مثلاً مي نويسد ...
شما از كجا فهميديد كه (.) مرد است ... دوست عزيز و بد بين من ... من به همان خدايي كه به آن اعتقاد داريد (البته نمدانم داريد يا نه ؛ لطفاً در اين مورد هم شك نكنيد كه من از كجا مي دانم ) قسم ياد مي كنم كه از ماهيت آقاي/خانم (.) بي اطلاعم و صرفاً از روي نوع نگارش ايشان حدس زدم كه اين نوع نگارش به حتم مربوط به يك مرد مي تواند باشد خانمها لطيف تر مي نويسند ! همين
پس بهانه بي خود نگيريد و به  جاي اين طور بهانه تراشيها و سوء ذن هاي عجيب و غريب بيشتر به اصل مطلب بينديشيد و ببينيد از درگيري من و شما و امثال شما چه سودي حاصل چه افرادي مي شود  واقع بين تر باشيد و كمي از دنياي دروغيني كه خود تان با كمك ‌‌‍(...) براي خود ساخته ايد  فاصله بگيريد ...  من اهل خود سانسوري  نيستم ولي انگار نوشته هاي به ظاهر  بي اهميت من خيلي به تريج قباي آقايان بر خورده و آنها را دچار بي خوابي و كابوس كرده است و جالب تر اينكه گمان مي كنند با حرافي و مثلا تهديد من من جا خواهم زد خير دوستان من فقط براي آن كه اين حضرات ادعاي آن را نداشته باشند كه من به آنها توهين مي كنم از ذكر نامشان خودداري مي كنم اما همه مي دانند كه خطاب من چه كس و كساني هستند ... حضراتي كه با كوله بار خالي از هنر و صرف با استفاده از لفاظي و حرف دارند براي خود رد بين اين تاريكي راه باز ميكنند و از آب گل آلود ماهي مي گيرند خودشان خوب مي دانند كه دوره يكه تازي آنها به اتمام رسيده است و بايد ميدان را براي جوانترها و افكار نوين تر خالي كنند و بگذارند تا نسلهاي بعدي هم نفسي تازه كنند و در اين دنياي پر از زيبايي ؛ زيبايي را تجربه كنند ...
جناب آقاي رضا شما كه تا اين حد مدعي و البته كمي هم رو دار تشذيف داريد چرا به جاي نوشت اراجيف و فحاشي وارد ميدان عمل نمي شويد ... من بارها هان آدمهايي را كه شما حمايتاشان مي كنيد را به دوئل (طراحي ) هنري دعوت كرده ام و به آنها گفته ام كه حاضرم با بهترين شاگردانشان و حتي با خودشان به طور رو در رو و درمقابل چشمان همه دوستان به مبارزه در زمينه طراحي بپردازم ... مگر نه اينكه دوستان پرند و حرفه اي هستند و آخرشند خوب من آنها را به مبارزه اي عادلانه دعوت مي كنم تاهم من را از رو ببرند و هم تو دهني محكمي به من و امثال من بزنند تا نتوانيم سر بلند كنيم ... كسي نبود ؟؟؟!!! چرا اين مبارزه را نمي پذيرند
شايد شاگردان حضرات عادت كرده اند در حضور استاد و بعد از اتودهاي استاد به هنر نمايي بپردازند و بعد هم افتخار رنگ آميزي آثارشان را با استادشان شريك باشند ..؟؟!! اميدوارم اينطور نباشد جناب آقاي رضا (البته اميدوارم نگويي از كجا مي دانم من آقا هستم ! ) ... برويد و كمي به كاتالوگها و كتابهاي جشنواره ايي كه مايه مباهات حضرات x وy است نگاهي بيندازيد و آثار چاپ شده دوستان را با دقت مطالعه كنيد آيا تفاوتي بين آثار خانم ن با آقاي آ مي بينيد يا مثلا كارهي خانم ن.ن با آقاي ر.ا در چيست اصلا تفاوتي هست ... آقاي ج.ا خودشان در اعترافي صريح بيان كردند (البته مدتي قبل ) كه دوره نشيني باعث شده است كه تكنيك و سبك و حتي انديشه اي واحد و يكسان و كليشه اي بر روي آثار دوستان سايه بيندازد و حتي خانم ن.ت در مورد تشابه آثارشان با آثار آقاي ر.ا سكوت كردند و بعد از كمي لبخند و انديشه در پاسخ گفتند كه بهر صورت آقاي ا.ر بر روي آثارشان تاثير مستقيم دارد و آنها به طبع با در كنار بودن وي از ايشان تاثير گرفته اند (كه البته اين از حد تاثير گذشته و وارد كپي بر داري شده است )
دوست من كمي با دوستان ديگر خود هم انديشي كن و با قديمي تر ها و با تجربه ها صحبت كن  من مثل دوستمان آقاي / خانم (.) نيستم كه حس طنز نوشتاري قوي داشته باشم منتها اميدوارم بعد از تحقيق و غور بيشتر در مورد مطالب گفته شده بتوانم با يك دوستي سالم و صادقانه لبخند شيريني بر لبان شما بنشانم و مطئناً آن روز كه زياد هم دور نيست شما به حمايت خود از آقايان (...) خواهيد خنديد . البته خنده اي تلخ






تاريخ : شنبه ۱ دی ۱۳۸٦ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.