یا حق

سلام دوستای عزیز من ؛ می دونم همتون یخ زدین آره فصل سرما شروع شده ؛‌فصل کاپشن ؛ فصل بارونی ؛‌ فصل پرسه های عاشقانه ؛ فصل لپهای ناز گل انداخته که عاشقشین ؛ فصل قهوه های گرم پشت شیشه های کافی شاپها ... فقط یه چیز یادتون نره بیرون این پنجره ها دستای کوچولویی هست که از سرما داره می لرزه ... یه کمی هم یاد اونا باشین ... فقط همین

بریم سر مطلب امروز ...

 

                                   بهناز عبداله پور

بهناز عبداله پور یکی از دوستای خوب و با جنبه منه که از مدتها قبل از وقتی طفلی بیش نبود و کاریکاتور کار می کرد می شتاسمش از همون اول هم معلوم بود به یه جایی می رسه ...

بعدها با قبول شدنش در دانشگاه هنر تبریز در رشته نقاشی و ادامه این راه حسابی تجربه کسب کرد و یه پا حرفه ای شد شد یکی از پاهای ثابت نشسته های هنری ... بهناز تقریبا هر سال یه نمایشگاه برگزار می کنه و این تو فضای هنری تبریز یعنی رکورد ... !!؟؟؟

پنجمین نمایشگاهش که اینبار کاریکاتور بود هم در تبریز بر گزار شد ؛ من هم به وظیفه دوستی و رسالت رفاقت رفتم دیدن کارهاش ... سبکشو از حالت صرفا خطی تغییر داده بود و کارهاش هاشوری شده بود با پردازش بیشتر که این خودش نشان از تحول درونش داره و خیلی خوبه ... منتها بعضی جا ها نقصهایی داشت مثلا در بعضی از آثارش بر خلاف نقاشیهاش که پر از دیتل و عناصر رنگیه از رنگ خیلی کم و یا نا به جا بهره برده بود بعضی از سوژه هم نخ نما بود وبعضی ها رو نا دانسته دیگران قبلا اجرا کرده بود که اون هم اجرا کرده بود ... ولی در کل خوب بود بهناز مستعد پیشرفته ؛ سریع رشد می کنه و سریع هم یاد می گیره و حالا که خودشم داره بین حرفه ایهای این رشته شناخته تر می شه مطمئنا در آینده آثار بهتر از بهناز خواهیم دید

براش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم دست از سر رنگ بادمجانی برداره و با وسعت بیشتر به زندگی نگاه کنه ... زندگی فقط یه هویج نیست !!؟؟؟ شوخی کردم   





تاريخ : شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.