سلام ....
دکتر فراموشت نکردم خودم تو پس کوچه های خودم گم شدم ...
ادیب عزیز مرسی ...
پوران دخت مهربانم و علیرضای دوست داشتنی همیشه تو قلبم هستین
سودی عزیز خیلی خوشحالم که برگشتی


این متن امشب آتشی به پا کرد که خاکسترش تا صح باقی موند

یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل می نویسه گرفتارته

یه احمق تو سرمای این ضم حریر  پی  فصل آغوش تبدارته

یه  شاعر که آرامشش با تو بود  نشسته جدایی رو از برکنه

می گن خیلی وقته بریدی ازش  نمی خواد نمی تونه باور کنه 

کدوم گوری هستی به دادم برس تو آغوش کی بالو پر  می زنی

به چشمای کی زل زدی بی شرف بزن زندگیمو تبر می زنی 

شب زجه های منه عاشقه  لبات رو کدوم لب تداعی شده 

تنت خو گرفته به دستای کی  که آلوده ی این جدایی شده 

بدادم برس عمق این نیمه شب بعد اتفاق تو کوتاه  نیست 

بدادم برس از جنون تا زمین دوتا پنجره بیشتر  راه نیست

( ترانه سرا و آهنگ ساز : رستاک )





تاريخ : شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.