سلام

سالها پشت تمام پنجره های بسته می نشینی و به این می اندیشی که آیا بیرون این پنجره

هنوز کسی هست که بتوان دل را به او قلاب کرد ...

وقتی پنجره را می شکنی از سر جنون ... هوای متعفن بیرون وجودت را مالا مال از نفرت و ریا و کینه می کند و تو تنها می مانی و تمام رویاهایت

و ... به این می اندیشی که آیا ارزشش را داشت ...

ما مردمان ساده همین حوالی رویا برای تنها یک بار نفس کشیدن در هوای با هم بودن تمام پنجره ها را می شکنیم

بیا در این پنجره شکنی با هم باشیم





تاريخ : پنجشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٦ | ٦:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.