سلام

تهران ، شهر دود و سیمان و شلوغی ، با اینکه همیشه از زیست کردن در چنین فضایی به جهت وجود فرصتهای ناب برای آشنایی خرسند بوده ام منتها این فضا خفه ام می کند و احساس می کنم که هیچ چیز برای آرامش نیست همه چیز در تکاپو و گذر است و تو داری می روی به سمت یک بی نهایت گنگ

اگر چند دیوار نگاره زیبا بر روی فضای بلند آپارتمانی نبود این شهر هیچ نداشت برای لحظه ای رنگ دیدن دنیا وه چقدر عجیب است این شهر شلوغ ...

و چه جای تاسفی دارد که به عنوان پایتخت یک کشور هنری و باستانی خالی از هر گونه هنر مردمی و خیابانیست هنری که در خیابانها بدونه واسطه و از نزدیک روح مردم را نوازش کند ... همه رو آورده ایم به گالری ها و فضاهایی که تنها مکانیست برای عده ای معدود از افراد یک جامعه و همین است که مردم ما با هنر قهر هستند .

ساعاتی بیشتر در تهران نیستم و همین ساعات را ترجیح می دهم در ایستگاه راه آهن استراحت کنم هم شب گذشته به شدت بی خواب خسته شده ام و هم اینکه فرصت و زمان کافی برای دیدن موزه ها و گالری ها را ندارم هرچند دوست داشتم حداقل جند گالری را بروم و از نزدیک کارها را ببینم ... به هر صورت در راه آهن می مانم و استراحت می کنم به همراه برادرم که هر چقدر بیستر از ساعات مسافرت می گذرد کسل تر و عصبی تر می شود و البته بد اخلاق تر من به شدت نگران خوابش هستم می ترسم بی خوابی شب گذشته و احتمالا امشب در قطار آزارش بدهد  طراحی می کنم از چه نمی دانم و سعی دارم اوقاتم را پر کنم ... راستی خبر پبروزی ایتالیا در مقابل فرانسه در جام یورو ٢٠٠٨ خوشحالم می کند ...

ساعت یک تایم حرکتمان است و آرام آرام دارد هوای گرم کلافه امان می کند و البته این شلوغی و ازدحام داخل ایستگاه ... ترن وارد ایستگاه می شود و خوب خبالم کمی راحت تر چرا که تا ساعتی دیگر راحت در کوپه دراز خواهم کشید و استراحت خواهم کرد خیلی خسته هستم خیلی ....





تاريخ : شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.