یا حق
سلام به همه دوستان عزیزم ...ببخشید مدتی ننوشتم ..نه اینکه نبودم ؛ بودم ولی چیزی برای نوشتن نداشتم ؛ بگذریم
از ادوارد عزیز و همینطور لئو و مابقی دوستان عزیزی که لطف کردن و کامنت گذاشتن ممنونم ....
گاهی دوست دارم این ماسک احمقانه را از صورتم بردارم و بگذارم تو نور به صورتم بخورد بگذارم تا باد روی پوست چهره ام بوزد و باران گونه هایم را خیس کند ؛ چشمهایم را ببندم و لذت ببرم از اینهمه احساسهای خوب ...ولی هر بار به این فکر میکنم که چهره واقعی من بدون این خنده های ظاهری برای همه ترسناک خواهد بود ؛ منصرف میشوم و با خودم میگویم فردا ماسکم را خواهم کند .....ولی این فردا هرگز نمی رسد ...خسته ام خسته از این ماسک





تاريخ : دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ | ۳:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.