یا حق

امشب در آتشم در آتشی تند و سوزنده...

من فیلم سازم و در این رشته و این صنعت -هنر مشغولم ... جوانم و خام و ناپخته

 وقتی شنیدیم که به زودی دست پخت جناب میرباقری (مختارنامه) قرار است بالاخره بعد از عمری بالا و پائین پخش شود هم به عنوان یک مخاطب و هم به عنوان یک فیلمساز خوشحال شدم و با امید زیاد روز شمردم تا این تحفه دست ساز بزرگوارن پخش شود و ما هم از این گذار چیزی یاد بگیریم و سودی عایدمان بشود و به خود فخر کنیم که در کشوری فیلم میسازیم که امسال میرباقری ها در آن سریالهای فاخری می سازند و فلان و فلان ... از مدتها قبل هر خبر کوچکی در مورد این پروژه به گوشمان می خورد ، گوش تیزمی کردیم ومشتاق که ببینیم این آش کی به خوردمان داده خواهد شد ... بالاخره درست در زمانی که خودم هم درگیر ساخت سریالی برای شبکه بودم (تابستان امسال) تلویزیون در بوق و کرنا کرد که به به بشتابید که ماحصل چندین سال آقای میرباقری از اواخر تابستان پخش خواهد شد ولی افسوس افسوس و صد افسوس ...

ابتدا لازم می بینم بنویسم که واقعا برایم ناراحت کننده است که در مملکت خودم فیلمسازی ایرانی فیلمی بسازد که تا این حد به ما ایرانی ها توهین و تحقیر روا دارد و عرب جاهل ملخ خور بی اصل و نسب بادیع نشین را بر ما ارجحیت دهد من مثل آقای میرباقری نژاد پرست نیستم ولی هنوز خون ایرانی در رگهایم جاریست و به خاک و آبم پای بندم ... کجا بود عرب صحرا نشین وقتی ایرانی تا قلب اروپای کنونی پیش رفته بود و امپراطوری ایران زمین را حتی بزرگان جهان هنوز در خواب هم نمیبینند ... چه میکرد عرب ملخ خور وقتی ما در علم صنعت هر روز و هر لحظه قدمی به بلندی تاریخ برمی داشتیم کجا بود عرب بادیع نشین ... که سالهای سال زیر سیطره ما بودنند عرب متفرق بی اصالت حتی به امام و بزرگان که از نسل خودشان و از جنس خودشان هم بودنند رحم نکردند ... امام رضا (ع) از دست همین اعراب جاهل به خراسان رضوی شتافت و علی(ع) از همین اعراب خنجر خورد و حسن  مجتبی را همین اعراب مسموم کردند و حسین را در کربلا تکه تکه کردنداین اعراب زن باره ... وای برما وای برما .... چطور خودمان را فروختیم و نشستیم که چنین اتفاقی بیفتد ....

از تمام این مسائل می گذرم و قضاوتش را می گذارم با خود خوانندگان درمورد مسائل فنی هم واقعا جای بسی افسوس است ...در این سریال حتی بدیهی ترین اصول اولیه در بعضی از سکانسها رعایت نشده ... در قسمت اول حتی در میانه داستان هم هنوز ریتم سرجایش ننشسته بود و هنوز توالی بین سکانسها چفت نشده بود ... موسقی تکه تکه و بی تناسب استفاده شده بود... تیتراژ نا امید کننده و ناجور از آب در آمده بود ... صحنه پرتاب نیزه در سکانسهای آغازین هم بیشتر به کاری کودکان می مانست ... بازیها خوب بودند ولی در بعضی جاها بعضی از نقشها به شدت دچار اغراق شده و عنان گسیخته داشتند راه خودشان را می رفتند ... سکانسهای داخل کارگاه ترشی سازی تنها مزیتش بازی زیبای خانم خیر اندیش بود و هیچ جور با کلیت سکانسهای قسمت اول چفت نشده بود... همینطور قسمت دوم ... چطور کارگردانی کار آزموده مثل میر باقری نمی داند در پلانی که حرکتی در حال برگزاریست و هنوز حرکت تمام نشده کات میخورد... در پلان بعد نمی تواند به پلان کاملا ساکن برسد ؟؟؟!!!! در سکانس رنگرزی این اتفاق افتاده است ... در بعضی مواقع بهم خوردگی راکورد گریمها هرچند خفیف به چشم می آید ... هنوز مشکل سکانسهای مبارزه و زد و خورد حل نشده باقی مانده و در حد فیلمهای دهه 40 داریم در سکانس درگیری و زمین خورد کات میزنیم به انتهای پلان ... حداقل کاش ریتم کات زدنمان را درست کنیم تا شبیه کارهای کودکانه نشود... به هر صورت واقعا متاسفم برای چنین مجموعه ای که می توانست برای سالیان دراز همچون سریال فراموش نشدنی امام علی ماندگار باشد ... ولی نشد . غمگین برای مردم کشورم که می توانست مجموعه ای فاخر داشته باشند و لذت ببرند وافتخار کند و به جای تماشای فارسی وان به تماشای مجموعه ای دلچسب و خوش ساخت با روایتی منصفانه و درست از لحاظ تاریخی بپردازند ولی این فرصت هم از کف رفت ... کاش کمی ............ هیچ





تاريخ : جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.