سلام

امروز بر حسب اتفاق وقتی رفته بودم پشت صحنه سریال یکی از دوستان در زمان استراحت صدابردار کار که از دوستای خوب منه داشت شعر می خواند... سپهری می خواند و من هم که دیواتگی هام حد نداره ... خیلی چسبید کمی در مورد شعر و سهراب و نیما و اخوان و فروغ و ... حرف زدیم و هر کدام بخشهایی از شعر هایی رو که دوست داشتیم خوندیم... یه تیکه شعر ار شعر بلند مسافر سهراب شپهری هست که خیلی دوست ش دارم ... اون رو خوندم و همه لذت بردیم ... امشب می خوام این تیکه رو برا شمام ینویسم ((دچار یعنی عاشق و تصور کن چه تنهاست ماهی قرمز کوچکی که دچار آبی بیکران دریا باشد ....... چه فکر تازک غمناکی))

حالا برین حالشو ببرین .... فعلا





تاريخ : چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩ | ۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام دوستای گلم

انگلیس مساوی کرد اونم به لطف خلاقیت دروازه بانش آرژانتین یه فوتبال قسنگ نشون داد و کره همه رو متعجب کرد.... می دونم خیلی اجمالی دارم می نویسم البته خوب حق دارید حنما می پرسید چرا من هم مثل خیلی های دیگه دارم در مورد جام جهانی می نویسم خوب چون اتفاق بزرگیه و در ضمن ..... به هر صورت از این به بعد هر شب یه مطلب ن ومی نویسم قول می دم که همیشه و هر شب به روز کنم وبلاگ رو .... برای همه آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم روزهای خوبی در آینده برای همه ما اتفاق بیفته ....





تاريخ : یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ | ۱:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.