سلام

اصلا حالم خوش نیست ،‌اصلا .... به شدت دچار افسردگی هستم چرا که زندگی باز دارد تکرار می کند تمام بازی های گذشته اش را باز دارم از زبان کسی حرفهایی تکراری مشنوم که تمام زندگیم شده بود ... بازم دارم تاوان گریزی را پس می دهم که از زندگی و روی واقعی آن زده ام ،‌گریزی که هرگز به انتهای خط نرسید ،‌ باز دارد همان حسهای قدیمی تکرار می شود باز همان حرفها ،‌همان جنس کلمات ؛‌ خستگی ؛‌دلخوری ؛‌خانواده ؛‌ عدم توافق ؛‌ ترس از آینده ای نا معلوم ؛‌ ترس از شروع از صفر ،‌ شروع از صفر ،‌شروع از صفر ......... دارم چرت می نویسم ؛‌ قصد داشتم بغضم را با کلمات خالی کنم ولی نشد ؛ حتی کلمات هم الان یاری دهنده بغضم نیستند ؛‌ باید به خلوتی پناه ببرم و بغضم را بشکنم ؛‌ ...... مگر مردها حق ندارند گریه کنند؟؟؟!!!!





تاريخ : پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸ | ۳:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.