سلام
خسته از روزگار نا مناسب و مردمی ناسازگار
خسته تکرار بامدادان و شامگاهان و از عبور آدمیان خاکستری
خسته از دیدارهای اجباری و زرد
خسته از رنگ و بوم و طرح
خسته از آنکه همیشه دلم برای دیدن یک رخساره آشنا تنگ است و...
خسته از هرچه همیشه ...
آخرین جرعه چای تلخ را تا به انتها می نوشم
و بر روی کاغذ سفید رو به روی اینبار تنها یکی واژه آشنا می نویسم

خسته ام ؛ خسته ....





تاريخ : جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

سلام دوستان این پیج رو برای نانسی عزیزم گذاشتم که کلی دوستش دارم و با احترام و قدردانی ازش چون خیلی با این استریپ که طرح اون از خودمه و همینطور کل مراحل اجرایش ؛ حال کرد من هم این پیج رو برای اون می گذارم

http://www.fantasy-academy.org/files/public/1209135685_2790_FT42810_elf_copy_.jpg

 





تاريخ : شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ | ۸:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.