یاحق

در پرسه های گذریم در وبهای مختلف و دنبال طراحان گشتن و دیدن آثارشان ؛ بسیاری را دیدم و آثارشان را مشاهده کردم و در همین پروسه امروز به طوری بسیار اتفاقی با آثار دختر جوان و هنرمندی به نام روناک کردستانی بر خورد کردم و آنقدر از آثارش خوشم آمد که دیدم حتما شما را هم باید در این کیف و حال سهیم کنم منتها در مورد بیو گرافی شدیدا شرمنده انگار این خانم جوان ناگهان از آسمان و همینطور درسته و طراح سقوط کرده اند زمین تنها تحصیلات و سال تولد عایدی من بود باشد که بعدها بیشتر در موردش بنویسم (پیدا کنم) در هر حال کارهایش راببینید تا کمی در موردشان برایتان بنویسم :

                                          

                                   روناک کردستانی 

              متولد ۱۳۵۵ در تهران و فارغ التحصیل از رشته گرافیک دانشگاه تهران ..... همین

 

                        

                      

 جالبه تمام این آثار با تکنیک زغال و در سال ۱۳۷۸ کار شده و فقط یکی از کارها قطع متفاوتی داره بقیه ۷۰*۱۰۰ این واقعا جالبه!!!!

بعدها بیشتر در مورد کارهاش خواهم نوشت خیلی زیاد  





تاريخ : سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

یا حق

امروز خبری ناگهانی مرا شوکه کرد ((قیصر امین پور به دیدار باقی شتافت )) خبری که جامعه هنری بلاخص ادبیات و شعر معاصر را دچار سوگ و ماتم کرد؛ امین پور شاعری بود که شیوایی اشعارش و لطافت جاری در آن و همینطور نوع نگاهش به موضوعات جامعه خودش همیشه یگانه و مثال زدنی بود من هرگز کسی را ندیدم که شعر نو بخواند و امین پور را نخوانده باشد امین پور خود شعر بود شاعرانه زیست و در زمانی که هنوز وجودش برای ادبیات ما و شعر دوستان این دیار غنیمت و مغتنم بود ما را ترک گفت و از این دنیای کوچک و خفقان آور به جایی رفت که مطمئنا جزء بهترین مرتبه خدا نخواهد بود چون امین پور دلی صاف همچون آینه داشت و این را می شد از اشعارش فهمید به سوگ می نشینیم مرگ پروانه بال سوخته دیگری را و برای شادی روانش از اهورمزدا یاری می خواهیم که همو حافظ و نگهدارش باشد

                    

                     قیصرامین پور 

متولد سال ۱۳۳۸ در دزفول بود ؛‌ در گنوند و دزفول تا پایان دوره متوسطه زندگی کرد و سپس به تهران پر گشود و در پایتخت آسمانی را گشت برای گشودن بالا و پر و شاید باید باور کرد هرگز این فضا آنطور که باید می بود برای او امثال او فراهم نیامد؛ در سال ۱۳۷۶ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران اخذ نمود؛‌پیشینه هنرش به سال های دور ۱۳۵۸ در حوزه اندیشه و هنر اسلامی بر می گردد؛

در سال ۱۳۶۷ سردبیر مجله سروش نو جوان شد و از همان سال به تدریس در دانشگاه تهران و الزهرا اشتغال یافت

در سال ۱۳۸۲ به عضویت فرهنگستان ادب و زبان پارسی در آمد ؛ و در این سالها اشعار او به همراه موسیقی تبدیل به ترانه های دلنشینی می شود که زمزمه گر لحظات بسیاری است

و قیصر ؛ در کمال ناباوری و در سال ۱۳۸۶ در سن ۴۸ سالگی به آسمانها پر می کشد

امید دارم روانش شاد باشد و در پناه اهورمزدا

 حرفهای ما هنوز ناتمام . . .

تا نگاه می کنی:وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی . . .

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان  چقدر زود دیر می شود





تاريخ : سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦ | ٥:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.