یا حق

سلام ... دلخورم خیلی کم میاین و اصلا پیام نمی گذارید و این منو نسبت به راهی که دارم میرم دلسرد می کنه لطفا در این راه همراه باشید و با پیاماهاتون منو به ادامه راه امیدوار کنید ...

امروز رفتم سر وقت کسی که خیلی در راه طراحی به من حس داده و انرژی زیادی از آثارش گرفتم . کارهاشو من سال ۸۰ در کتابی که دست یکی از دوستان بود دیدم و بعد از ۲ سال در سال ۸۲ تهران میدان انقلاب پاساژ انقلاب بود که تونستم کتابشو پیدا کنم و با مبلغ گرانی کتابشو تهیه کنم و از اون موقع تا مدتها قبل کتابش به عنوان ارزنده ترین چیز برای من بود و همیشه بهش مراجعه می کردم و آثارشو مرور می کردم و هرکز کتاب از من دور نبود حتی در مسافرتهام جز لوازم شخصیم همراهم بود تااینکه اونو دلدم به کسی که خیلی دوستش دارم و اون هم بعد از مدتی تمام دوستیمونو فروخت و منو از یاد برد ... بهر حال کارهاشو ببینید تا بعد

                                      

                 

                          





تاريخ : دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

یا حق

دوستای خوبم امروز کارهای عزیزی رو براتون می گذارم که فوقالعاده از آثارش لذت بردم یه نفر که اگر اهل نقاشی باشید و در تعقیب وقایع نقاشی ایزان و مجلاتی مثل تندیس رو ورق بزنید حتما اسمشون رو دیدن ... کارهاشون فوقالعاده فیگوراتیو یه از رنگ خیلی خاص استفاده       می کنه و به گونه ای از رنگ در نقاشیهاش مات استفاده از سبک اکسپرسیونیسم استفاده میکنه و با این سبک به بیان شیوایی از آدمها رسیده در قطعه بزرگ کار ارائه می کنه و از عنصر خط اون هم با پهنای بالا استفاده می کنه کارهاش پر از هاشور و رنگه انسانهای کارهاش خیره و در حالات سکون نیستد به مثابه قطعه هایی می مانند که در یه ان و در یک حرکت ثبت شده اند و بعد به جریان عادی زندگی برگشته اند ... از رنگهای گرم استفاده می کنه و در کنار فضا سازیها و کمپزسیون خنثی و یک دست هارمونی خاص و دلنشینی ایجاد می کنه و در عین حال بسیار نماد گراست ... کارهاشو ببینید و لذت ببرید

                                                

                                           نیلوفرقادری نژاد

       

                               

      





تاريخ : شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()

یا حق

سلام دوستای عزیز من ؛ می دونم همتون یخ زدین آره فصل سرما شروع شده ؛‌فصل کاپشن ؛ فصل بارونی ؛‌ فصل پرسه های عاشقانه ؛ فصل لپهای ناز گل انداخته که عاشقشین ؛ فصل قهوه های گرم پشت شیشه های کافی شاپها ... فقط یه چیز یادتون نره بیرون این پنجره ها دستای کوچولویی هست که از سرما داره می لرزه ... یه کمی هم یاد اونا باشین ... فقط همین

بریم سر مطلب امروز ...

 

                                   بهناز عبداله پور

بهناز عبداله پور یکی از دوستای خوب و با جنبه منه که از مدتها قبل از وقتی طفلی بیش نبود و کاریکاتور کار می کرد می شتاسمش از همون اول هم معلوم بود به یه جایی می رسه ...

بعدها با قبول شدنش در دانشگاه هنر تبریز در رشته نقاشی و ادامه این راه حسابی تجربه کسب کرد و یه پا حرفه ای شد شد یکی از پاهای ثابت نشسته های هنری ... بهناز تقریبا هر سال یه نمایشگاه برگزار می کنه و این تو فضای هنری تبریز یعنی رکورد ... !!؟؟؟

پنجمین نمایشگاهش که اینبار کاریکاتور بود هم در تبریز بر گزار شد ؛ من هم به وظیفه دوستی و رسالت رفاقت رفتم دیدن کارهاش ... سبکشو از حالت صرفا خطی تغییر داده بود و کارهاش هاشوری شده بود با پردازش بیشتر که این خودش نشان از تحول درونش داره و خیلی خوبه ... منتها بعضی جا ها نقصهایی داشت مثلا در بعضی از آثارش بر خلاف نقاشیهاش که پر از دیتل و عناصر رنگیه از رنگ خیلی کم و یا نا به جا بهره برده بود بعضی از سوژه هم نخ نما بود وبعضی ها رو نا دانسته دیگران قبلا اجرا کرده بود که اون هم اجرا کرده بود ... ولی در کل خوب بود بهناز مستعد پیشرفته ؛ سریع رشد می کنه و سریع هم یاد می گیره و حالا که خودشم داره بین حرفه ایهای این رشته شناخته تر می شه مطمئنا در آینده آثار بهتر از بهناز خواهیم دید

براش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم دست از سر رنگ بادمجانی برداره و با وسعت بیشتر به زندگی نگاه کنه ... زندگی فقط یه هویج نیست !!؟؟؟ شوخی کردم   





تاريخ : شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فرازسالک | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.