کافی شاپ مردان مرده
زندگي كنيم آنطور كه بايد باشيم نه آنطوري كه مي خواهند باشيم 
قالب وبلاگ

یا حق
دارم دوباره باز بهونه هاتو میگیرم ، میگم مریضم ؛ میگیم سرما خورده ام ، کم خوابم ، خسته ام ....خسته ام و پناه می برم به تنهایی اتاقم ؛ به گوشه ای که اسمشو گذاشتم گوشه عاشقانه من ؛ فکر میکنم ؛ نه خسته ام ...نه مریضم ؛ نه سرما خورده ام و نه ..... نه تنها دلتنگم ؛ اونقدر که هی بهونه اتو میگیرم ، به بوی عطر گذری دختری که از کنارم میگذره و مثل مال توئه گیج میشم ؛ برمیگردم و یادم میفته که تو نیستی ، صدای خنده ای بی دغدغه از گیجی در میاره منو نگاه میکنم اونطرف خیابون چند تا دختر وایسادن و منتظر اتوبوس هستن یکیشون چقدر مثل تو میخنده ..... ولی تو نیستی ...؛ گاهی چرا صدام میکنی ؟؟؟؟؟‌یهو وقتی دارم کار میکنم  و اینجاست جسمم ولی روحم یه جای دیگه ...چرا یهو صدام میکنی و بدتر چرا وقتی برمیگردم طرف صدات نیستی ؟؟؟؟ چرا یهو تو خیابون توی پیچ یه کوچه می بینمت و می دوم دنبالت ولی تو توی کوچه نیستی ؟؟؟؟ چرا هر وقت دلت میخواد می تونی بیای تو خوابم ولی توی بیداریم نیستی ؟ چرا من نمی تونم بیام توی خوابت؟؟؟؟ اصلا من میام ؟ اصلا بهت سر میزنم ؟ صدات میکنم ؟ صدای خنده هامو یادته ؟ بوی عطرم چی ؟؟؟؟‌اصلا من هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی با اینکه اون بیرون نیستی بیرون این پنجره که خیس بارون شده  و این روزا هوا هم با من دست به یکی شده و هی بارون میباره اینجا و ابری میشه ...با اینکه بیرون این پنجره نیستی ...ولی اینجا ...اینجا تو قلبم جات امنه ...همونجا بمون بیرون اصلا قشنگ نیست ، اصلا گرم و امن نیست ؛ همون تو بمون ؛ همون جا راحت بگیر بخواب و بذار چشمهاتو تا صبح نیگاه کنم ، .............

[ یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

سلام به همه دوستان
ببخشید به دلیل یه سری درگیری ها نتونستم مدتی آپ کنم بازم معذرت میخوام از تک تک دوستانی که اومدن و کامنت گذاشتن و من رو مورد مهر قرار دادن ممنونم ، برای همه آرزوی موفقیت دارم
این نوشته رو شخصا تقدیم میکنم به دوست عزیزم ادوارد دوست داشتنی ؛ بنا به دلایلی که خودش بهتر از هر کسی می دونه ......
بجنگ ...مانند همه جنگجویان خوب ، بجنگ مانند همه سرداران فاتح ، بجنگ مانند همه قهرمانان بزرگی که می شناسیم ؛ برای افتخار و برای نیکی ، و باور داشته باش که نه همچون یک سرباز که همچون یک دوست درکنارت شمشیر خواهم زد ؛ تا آخرین شمشیر تا آخرین خون...........
شاید ما هم همچون آخرین بازماندگان سامورایی های باشیم .... میجنگیم برای شرافت ؛ آزادی و افتخار ....
تو........هرگز حق نداری درمقابل دردت سر خم کنی ، بیادبیاور ضربالمثلی را که میگوید : کوه در برابر باد تعظیم نمیکند .......................
درکنار هم شمشیر خواهیم زد ....دوست من


 

[ پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

کنارم هستی و اما دلمتنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه

کنارم هستی و باز همبهونه هامو میگیرم

میگم وای چقدر سردهمیام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جاییکه از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقمتو فکر بودن با هم

محاله پیش من باشیبرم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتهایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگاراز این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منومیخوای یه جورایی خودآزاری

کنارم هستی و انگارهمین نزدیکیاست دریا

مگه موهاتو وا کردیکه موجش اومده اینجا

قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف

اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف

میدونم که یه وقت هایدلت میگیره از کارم

روزای که حواسم نیستبگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگاراز این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منومیخوای یه جورای خودآزاری

[ شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

تو می تونی،یه بار دیگه می تونی...اینو خوشبختی دنیا به من می گه

یه عشقِ تازه ی رویای ناپیدا...اینو امروز اینو فردا به من می گه،تو می تونی

به این دلمرده ی تنها ترحم کن...ببین از حس دنیای تو خالی نیست

تقاصِ زندگیش تکرارِ این عشقه...خلاصم کن از این دنیا مجالی نیست

تو می تونی،یه بار دیگه می تونی...تو گوش من هنوز این حرف می پیچه

تموم لحظه هایی که تلف کردم...برای من که دلتنگ تواَم،هیچه

بمونم با تو یا نه،انتخابم کن...تو مثل شیشه زیبایی من از سنگم

خلاصم کن از این دلشوره ی آخر...به عمرِ روزهای رفته دلتنگم

خواننده : مهدی هدائی


[ جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٦ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یا حق
سلام به همه دوستان عزیزتر از جانم
امیدوارم که خوب و سلامت باشین و سال جدید رو با شور و اشتیاق زیادی شروع کرده باشین

برای همه آنهایی که مشکلی دارن دعا خواهم کرد
برای همه آنهایی که بیماری دارن دعا خواهم کرد
برای همه آنهایی که تنها هستند دعا خواهم کرد
و از خدا خواهم خواست که ...........................
خدای بزرگ دل هیچ انسانی غمگین نباشد......

بالاخره بانوی آهنین رو دیدم ؛ فیلم خوب و خوش ساختی بود ؛ هرچند در حدی نبود که به خواد در اسکار رقیب فیلمهای که قبلا در موردشون نوشتم و کلی هم جایزه درو کردن باشه ولی در کل فیلم خوبی بود ؛ نگاهی از نزدیک به زندگی مارگارت تاچر زنی با اراده آهنین و بسیار تیز هوش زنی که تاریخ همیشه در یاد نگه خواهد داشت ؛ فیلم از نظر تکنیکی چیز خاصی نداره یعنی زیاد درگیر مسائل تکنیکی نشده البته در مورد طراحی لباس و البته بخش کارگردانی هنری کار(که این بخش بیشتر مربوط به طراحی صحنه و فضا میشه ) زحمت زیادی کشیده شده بود ... به هر صورت فیلم رو بازی شاهکار مریل استریپ(برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن) زنده کرده بود و البته به حق هم اسکار گرفت ........... درکل بازی مریل استریپ ارزش دیدن رو داره ... توصیه من برای دوستان اینه که همین روزا وقت بذارن و فیلم رو ببینن... فعلا همین

[ جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یا حق
بالاخره سال 90 تموم شد ...سالی که به نظر خیلی از دوستان سال خوبی نبود ؛ هرچند اتفاقاته گاها خوبی هم می افتاد و شاید بهترینش گرفتن جوایز بزرگ سینمایی و نهایتا اسکار توسط اصغر فرهادی بود .... به هر حال امیدوارم سال 91 سال بهتری باشه و شروع دوباره ای باشه برای روزهای خوش و آرامش بخش برای همه ... برای من هم دعا کنید که این سال برام سال رسیدن به آرزوم باشه ... شاد باشین دوستان عزیز و پاک و صمیمی من ....

[ چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یا حق
سلام به همه دوستان عزیز ؛ نوروز داره میرسه و اومده تا پشت در ؛ از همتون میخوام به عنوان یه دوست عاجزانه تقاضا دارم :

تو این روزهای آخر سال تو را به خدا با آدمهای ضعیف و بی پناه و تنها مهربون تر باشید
دغدغه انشانهای ناتوان تر رو داشته باشین ...
لبخندتون رو از کسی دریغ نکنید
و من شنیدم که اگر سه تا آدم یه چیز مشترک رو از صمیم قلب بخوان اون اتفاق میفته ... بیاین یه بار نه زیاد فقط یه بار از صمیم قلبمون از خدا بخوایم که زندگی بهتر و زیبا تری به همه مردم جهان بده ؛ که هیچ چشم زیبای کودکی برای نداری و فقر و ظلم بارونی نشه ... که هیچ پدری شرمنده زن  وبچه اش نباشه ؛ که هیچ مادری دزدکی از فشار زندگی نره یه گوشه اشک بریزه .... یه بار امشب که این مطلب رو میخونید همه اینها رو از صمیم قلب بخواید .... امیدوارم روزی این اتفاق بیفته .....
آناهیتای عزیز ؛ ممنون از وقتی که گذاشتی منم اومدم و خوندم ولذت بردم ... شاد باشی دوست من
غزل جان مرسی ؛ منم منتظر میشم سال نو بیاد و اونموقع تبریک بگم ....
ادوارد ؛ ادوارد ؛ کجای تو ؟؟؟‌نکنه جیکوب خورده تو رو ؟؟؟؟‌هاهاها  یه خبری از خودت بهم بده دوست گل من ...
محبوبه جان ؛ تو که هیچی ول کردی رفتی به امان خدا .....  بابا منتظرم بیای ها ... !!
امشب در مورد فیلم قشنگ خدمتکار میخوام براتون یه کوچولو مطلب بذارم :

فیلم خدمتکار از اون دست فیلمهای هستش که باید سینما رو خوب بشناسید و بهش عشق بورزید ؛ باید سادگی سینما رو درک کنید و ازش لذت ببرید تا بتونید غرق بشید در فیلمی مثل خدمتکار... از صحنه های پر از جلوه های ویژه دزدان دریایی کارئیب خبری نیست ... از داستانهای پیچیده 21 گرم و بابل آمانابار هم خبری نیست ؛ داستان مشخصه ؛ فقر ، تبعیض ، نژاد پرستی ، بی فرهنگی ، شجاعت ؛ ایستادگی و مقاومت  یک داستان سر راست و خوب ؛ یک داستان ساده ..ولی همه ماها با همین داستانهای ساده کلی چیزا یادگرفتیم و بزرگ شدیم ... خدمتکار فیلم خوش ساخت و جذابیه ؛ از تکنیکهای زیبای تصویر بردای بهره کافی رو برده تا بتونه داستانش رو روایت کنه ؛ گاهی فیلم اونقدر در فضای زمانی فیلم فرو میره که حتی نوع تصویر برداری هم به اون زمانها نزدیکتر میشه (نه از نظر کیفیت ؛ بلکه از نظر ساختار) تصاویر نارنجی و گرم( استفاده از ته مایه های نارنجی برای گرم تر بودن فضا و بالا بردن کنتراست (تضاد ) برای ایجاد تصاویر با جلوه های بصری درخشان و مشخص ) و بازیهای خوب باعث شد که این فیلم بتونه در اسکار امسال حضور داشته باشه و در کنار فیلم های خوب دیگه مثل آرتیست ؛ مانی بال ؛ و هیگو (هوگو) قرار بگیره ....
اوکتاویا اسپنیر برنده اسکار بهتر بازیگر مکمل زن ؛ جدا محق این جایزه بود و بازی درخشانش اونقدر صمیمی و نزدیک و بی غل و غشه که شما گاهی اصلا فراموش میکنید که اون کنار در ایستاده و داره بازی میره ؛ فراموش میکنید که بازیگره ...
البته من هنوز فیلم بانوی آهنین رو ندیدم (انشالله امشب می بینم ) باید این فیلم رو ببینم تا بتونم در مورد جایزه اسکار  بهرتین بازیگر زن که به مریل استریپ رسید(بانوی آهنین) نظر بدم ولی باید بگم کار ویولا دیویس (نقش اول زن در خدمتکار)واقعا جز کارهایی بود که مدتها بود انقدر تاثیر گذار و توانا ندیده بودم ... امیدوارم فیلم رو ببینید و نظراتتون رو به من هم بگید ... شب همگی خوش

شناسنامه فیلم خدمتکار

کارگردان: تیت تیلور

فیلمنامه: تیت تیلور بر اساس نوول کاترین استاکت

موسیقی: توماس نیومن

مدیر فیلمبرداری : استیفن گولدبات

تدوبن : هیوز وینبورن

بازیگران: اما استون ( اسکیتر فیلان )، ویولا دیویس ( ابیلین کلارک) ، بریس دالاس هووارد( هیلی هولبروک)، اکتاویو اسپنسر(مینی جکسون ) و جسیکا چاستین (سیلیا فوتی)

زمان فیلم: 146 دقیقه

محصول: 2011 آمریکا

بودجه: 25 میلیون دلار

فروش: 206 میلیون دلار

جوایز: برای سه رشته نامزد اسکار شده اما 4 نماینده در اسکار داشت :بهترین فیلم ، بهترین بازیگر زن نقش اول برای ویولا دیویس و دو هنرپیشه فیلم برای بهترین بازیگر نقش دوم زن اکتاویو اسپنسر و جسیکا چاستین

[ دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یاحق
ببخشید که دیر آپ میکنم ...معذرت کاملا صمیمانه
ممنون ادوارد تو جدا یه دوست واقعی هستی ...

قبل از هرچیز هرچند کمی دیر ....ولی چهار شنبه سوری همتون شاد باش ... از اعماق قلبم برای همه آرزوی شادکامی و موفقیت دارم ....

امروز در ادامه همون معرفی فیلمها میرم سروقت فیلم هیه گو (یا با تلفظ خودمون هوگو) شاهکار دیگه ای از اسکورسیزی :
داستان پسری به نام هوگو که شیفته سینماست و به علت مرگ پدرش مسئول رسیدگی به ساعت یک ایستگاه قطار شده و زندگی‌اش در محفظه کوچک همان ساعت می‌گذرد. اما این همه داستان نیست. کنجکاوی‌ها و پیگیری‌های هوگو و تکمیل کار تعمیری که با پدرش شروع کرده بود و آشنایی‌اش با ایزابل، او را به آشنایی با یک کارگردان بزرگ ولی فراموش‌شده می‌رساند. داستان اثر از روی یک کتاب اقتباس شده و سرگذشت کارگردانی که روایت می‌کند، واقعی است. جورج ملیس کارگردانی بود که اولین استودیو فیلم‌سازی را برای خودش ساخت و فیلم‌های بسیاری ساخت اما در تلاطم جنگ جهانی، از فیلم‌سازی دست کشید. فیلم‌هایش را سوزاند و به کنج تنهایی رفت.
من فیلم رو به  همراه دوستم رضا دیدم و کلی هم در موردش بحث کردیم (نشستیم تو شرکت شب فیلم رو دیدم , چای ریختیم و یه پاکت سیگار و  بحث کردیم ) ببینیدش حتما ببینیدش... رنگها  و نورهای فوقالعاده , پرداخت زیبای داستان, بازیهای دلنشین , این فیلم ارزش دیدن رو داره ... اگر خواستین بعدا مشارکتا میشینیم و نقدش میکنیم .... برام پیغام بذارید

[ پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یا حق

سلام به همه دوستای عزیز
ادوارد عزیز واقعا ممنون ؛ به داشتن دوستی مثل تو افتخار میکنم ؛ امسال عید من جای خاصی نمی رم ولی تو می تونی در مورد گزینه هات برام بنویسی اگر شناختی داشتم بهت میگم عزیز
محبوبه جان ممنونم ؛ همیشه نوشته هات ر از زیبایی و لذت هستن برام ؛ و چیزهای زیادی رو هم به من یاد آور میشی و هم یاد میدی ...ممنون دوست خوبم
ادوارد عزیزم ؛ هنوزم فضای اسکار من رو رها نکرده ؛ روز بعد از اسکار که تو شرکت در مورد اون لحظه حرف میزدیم ؛( رضا و خانمش هر دو تا بچه های گلی هستن ) خانم رضا گفت کاش دور هم بودیم وقتی داشت جایزه میگرفت و همه با هم جشن میگرفتیم ؛ منم گفتم آره حیف ولی ایشالله سال دیگه و یه افتخار دیگه رو دور هم جشن میگیریم ؛ باور کن دوس داشتم تو هم اون لحظه ای که اصغر فرهادی اسکار گرفت بودی تا با هم بزنیم به در و دیوار و از خوشحالی بریم خیابون و تو اون سرما یه نفس بدویم و فریاد بکشیم و شهر رو خوابزده کنیم ... جات خالی دوست من ؛ جات خالی

قبل از نگارش: به زودی میخوام مفصلا به مبحث فیلم جدایی نادر از سیمین بپردازم حتما نظر بدید و منتظر باشین


به هر حال این نوشته رو می نویسم که : من عادت دارم همیشه در اینجور زمانها فیلمهای رو که مطرح شدن و جوایز گرفتن (بالاخص اسکار و گلدن گلاب و بفتا) رو اگر دیده باشم بازم ببینم و اگر نه که پیدا کنم و ببینم و بعد با دوستا و همکارا که فیلم رو دیدن بشینیم و تجزیه و تحلیل کنیم ؛
چند روز قبل شرکت دوستم رضا به اتفاق رضا فیلم HUGO اثر مارتین اسکورسیزی رو دیدم و واقعا فیلم خوبی بود و حدودا تا چهار صبح هم در مورد فیلم حرف زدیم (امسال کلی اسکار درو کرد ) و امروز هم به اتفاق رضا و خانمش فیلم the artist رو دیدیم
این دوتا فیلم رو حتما پیدا کنید و ببینید ؛ فوقالعاده زیبا هستن بالاخص آرتیست واقعا لایق جایزه اسکار بود و فیلم فوقالعاده ایه ؛ ایشالله اگر دیدین و دلتون خواست در مورد نقد و بررسی و حرفهای من و دوستام در مورد فیلم براتون می نویسم فعلا برین و پیدا کنین و ببین و مثل من کیفور بشین

* درباره فیلم

فیلم فرانسوی و صامت آرتیست درباره یک بازیگر بزرگ دوران صامت سینما به نام جورج والنتین است که با ورود یک بازیگر و رقاص زن جوان به نام پپی میلر به زندگی‌اش و همچنین ورود صدا به سینما، زندگی‌اش دچار تحولات اساسی می‌شود. جورج نمی‌تواند با تحولات سینما کنار بیاید و به نظر می‌رسد با ادامه این مسیر، چیزی جز فراموشی در انتظار جورج نیست. در حالی که پپی با ورود صدا،‌ روز به روز در حال اوج گرفتن است.

 * عوامل فیلم

کارگردان و فیلمنامه‌نویس: میشل هازاناویسیوس (OSS117- گمشده در ریو)

بازیگران: ژان دوژاردن (لوک خوش‌شانس، چشم‌اندازی به عشق)، برنیس بژو (داستان شوالیه، OSS117- قاهره، لانه جاسوس‌ها)، جان گودمن (لبوفسکی بزرگ، کمپانی هیولاها)، جیمز کرامول (محرمانه لس‌آنجلس، مسیر سبز)، پنه‌لوپه آن میلر (راه کارلیتو، بیداری‌ها)، میسی پایل (ماهی بزرگ، چارلی و کارخانه شکلات‌سازی)، مالکولم مک‌داول (پرتقال کوکی، هالووین)

 

[ دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]

یا حق

سلام به همه دوستان عزیز
آقا من الان جوگیرم .... حال خودمم درست نمی دونم ...وای اون لحظه ای که اصغر فرهادی رفت و از دست ساندرا بولاک جایزه اسکککککککککککککککاااااااااااااااااااااررررررررررر رو گرفت .... زدم زیر گریه اونقدر گریه کردم که آروم شدم .... از لذت گریه کردم ؛ از شادی گریه کردم ؛ از اینهمه سالهایی که همیشه حسرت خوردیم و نشد و نشد و نشد ....ولی اینبار اصغر فرهادی نشونمون داد که میشه گریه کردم ..... باور نکردنی بود و هنوز هم توی جو اون فضا گیرم ... به هر حال اصغرفرهادی به همه نشون داد که میشه روی بلندترین قله های زندگی ایستاد و میلیونها قلب رو شاد کرد و میلیونها چشم رو از شادی به اشک آورد .....
زنده باشی فرهادی زنده باشی .....غرور شکسته ماها رو کمی ترمیم کردی ...زنده باشی اصغر فرهادی

[ سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ فرازسالک ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من فراز سالک هستم متولد بهمن روز از آرته و هیشته در سال 1362خورشیدی گرته ریزم و نقاش
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب